
هر بهـاري كهرسد ، ساز تولد دارد عشـق و گـــرما و صفــا ، روح مولد دارد زايــش ابــر بهــار ، هــديه باران دارد به زمين ، باغ و درخت ، بــار فراوان دارد پسِ زردي و سپيـدي همه جا سرسبز است سبزي و عطر بهـار ، آيت عشقي سبز است هر كه ره توشـه خود را به سفر راست كند هركسي فكر سفر، كيسـه خود ماست كند فصل شـادي و سفـر ، رويت خويشاوندان فصل گـرماي دل و ياري هم ، دلبنـــدان هر بهاري كهرسدموج الهي دارد مـوج خلقت ، ره عشـق ، ذات رهايي دارد هر بهــار، آيت يك خالقِ قدرتمند است آيت تازگي و سبـزي و عشق ، پيوند است خالق هر سال تــرا رخصت زايش دادست اينچنين گاه بهـــار، وقت نمايش دادست با نمــايش به ه...
ادامه مطلب